آورده اند هر حکومتی ابزارهایی دارد برای حفظ قدرت و احیانن اداره مملکت : تسلط بر فرودگاه (کدام هواپیما!)٬ رسانه (...!) روابط بین الملل(بسته شد) خزانه (کدام بانک؟) نیروی نظامی(ترکید) کاریزما(فقط یک عکس!) و البته حمایت مردمی(...!)٬ سه ثانیه تامل کنید ببینید چه چیزی مانده !
کمی آب از کوه یخ در هاون مانده٬ ما هم میکوبیم
حالا خاتمی شرط میگذارد. جان من یک بار شرط های خاتمی را بخوانید. فشرده اش میشود : آقاجان اگر ما نباشیم این انتخابات ارزشی ندارد.
نه این که نمی فهمیم٬ به روی مبارکمان نمیاوریم. فقط منتظریم رنگ اش معلوم شود که در یک رنگی ید طولا داریم. توجیه میکنیم. شرایط طوری است که نمیتواند بگوید.
به زودی یک عده خارجی و یا داخلی یا مشترک میایند و همه را جمع میکنند و ما انگشت به دهان این جا پست میگذاریم که ای داد: این ها حقمان را خوردند.
فکر میکنید اتفاقی که در مصر و لیبی افتاد در ایران نمی افتد! چه بسا بدتر
مگر امروز را کسی از این علما پیش بینی میکرد؟ و یا اگر کسی میگفت ملت گوش میکردند؟ یکی شان خدا بیامرزد میگفت: «آینده مبهم است اما تاریک نیست!» ملت برایش کف میزنند. آخر برادر من٬ ما که از زمان مصدق یادمان هست. چگونه آینده مبهم تاریک نیست! آن یکی میگوید: اتخابات را رها کنید چه فرقی میکند چه کسی حکومت کند. مردم باید قدرتمند شوند. به جای تمرکز بر مرکز حکومت به فکر نهادهای مدنی و دمکراتیک باشید.
همه میگویند دارد برای رژیم کار میکند.